خلیج فارسی ترین استان ایران
قلمرو خشكي استان بوشهر از دو بخش جلگه اي و كوهستاني تشكيل گرديده،قسمت جلگه اي استان كه ادامه جلگه خوزستان مي باشد در امتداد خليج فارس قرار گرفته و از شمال و شمال غربي (ناحيه ديلم) به سوي جنوب و جنوب شرقي امتداد يافته است.اين مناطق پست در اطراف بوشهر و شمال تنگه هرمزوسعت بيشتري پيدا مي كند و در امتداد جنوب شرقي استان جلگه بسيار باريك و كم وسعت مي شود.قسمت كوهستاني استان از دو رشته كوه عمده تشكيل شده كه به موازات هم سرتاسر استان را طي نموده و ناحيه پست كرانه هاي خليج فارس را از قسمت هاي داخلي ايران جدا مي سازد رشته كوه اصلي از ناحيه ماهور ميلاني در استان شروع شده ، از شمال شرقي برازجان و شمال غربي اهرم و خورموج گذشته و در امتداد خود به سمت جنوب شرقي به ارتفاعات ليتو در فارس منتهي مي گردد.اين ارتفاعات كه ادامه رشته كوه زاگرس مي باشد(گچ ترش ) نام دارند.ارتفاعات خورموج،كوههاي گيبسكان و بزپر(پشت پر)در شرق برازجان ،كوه سياه در دشت پلنگ و ارتفاعات بوشكان و پازنان از جمله قلل معروف اين رشته كوه مي باشند.
آب و هواي استان بوشهر:
عوامل متعددي از جمله كمي ارتفاع،قرار گرفتن در محدوده عرض هاي جغرافيايي پايين،مجاورت با دريا،وزش بادهاي گرم جنوب غربي و بادهاي گرم و مرطوب دريايي و عبور پاييزي زمستاني سيلكون هاي سوداني و مديترانه اي از عوامل عمده تعيين كننده وضعيت اقليمي منطقه مي باشد.
اين منطقه بدليل نزديكي به خط استوا و كمي ارتفاع بطور كلي داراي آب و هواي گرم(از نوع بيابان كناري) است كه در داخل استان گرم و خشك و در سواحل گرم و نمناك است.حداكثر مطلق دماي استان٥/٥٢ درجه سانتيگراد و حداقل مطلق درجه حرارت به 1- درجه سانتيگراد ميرسد.ميانگين دماي سالانه بوشهر 7/25 درجه سانتيگراد است.
بطور كلي استان بوشهر 6 ماه از سال گرم ،دوماه تقريبا معتدل تا سرد و حدود چهار ماه از سال معتدل تا گرم مي باشد.
استان بوشهر درنگاه تاريخ:
شهرستان بوشهر:
بندر بوشهر در انتهاي شمالي يك جزيره در حاشيه خليج فارس قرار دارد.سرچشمه نام شهر ناشناخته است.نام ابوشهر كه در منابع عصر قاجار آمده آنگونه كه كوتاه شده بخت اردشير به معناي اردشيرعرضه نموده اند.هرچند متحمل است ولي از سوي هيچكدام از مدارك موجود پذيرفته نمي شود.اين شهر بندري يكي از مراكز مهم و قديمي ترين تمدن فرهنگ ايران زمين به شمار ميرود و روزگاري در پيوند با شهر مزامبريا شناخته مي شود.با تكيه بر تحقيقات انجام شده در سال 1913م /1332 ه.ق از طرف هيات باستان شناسي فرانسوي در جنوب محله امامزاده بوشهر معبد بزرگ خداي ايلامي (ان شوشيناك) قرار داشته است.در آن زمان اين نقطه را ليان مي ناميدند.
بوشهر در زمان ايلامي ها يكي از مراكز مهم فرهنگي-تجاري بشمار ميرفته و شهر تاريخي ليان پل ارتباطي ايلاميان با نواحي اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا بوده است.در دوران ماد و هخامنشي تمدن بوشهر به حيات خود ادامه داد. در دوران حكمراني هخامنشيان پادشاهان اين سلسله قدرتمند كاخ ها و بناهاي باشكوهي در اين منطقه از كشور بنا نمودند كه از جمله مي توان به كاخ هخامنشي بردك سياه در 12 كيلومتري شمال برازجان،كاخ كوروش در جنوب غرب برازجان و كاخ تل مر و گور دختر در منطقه پشت پر اشاره كرد.در زمان سلوكيان و ساسانيان بوشهر همچنان مورد عنايت و توجه ويژه اي بوده و در اين دو دوره تاريخي نيز (ريوارد شير) و يا همان گونه كه در كارنامه اردشير بابكان آمده(بخت اردشير)بعنوان يك بندر مهم تجاري و فرهنگي مورد توجه بوده است.ساسانيان در ريواردشير كه بعدها به عنوان ريشهر نام گرفت قلعه مستحكمي بنا كردند كه داراي برج و باروهاي بلندي بوده و از يك طرف مشرف به دريا و سه طرف آن داراي خندق هاي عظيمي بوده كه هنگام حمله احتمالي دشمن و يا هرگونه خطري مالامال آب دريا مي شده است.هم اكنون ويرانه هاي قلعه ريشهر در منطقه ريشهر كنوني در فاصله 10 كيلومتري جنوب بوشهر قرار دارد و نقب هاي آن نيز در منطقه تل پي تل قابل مشاهده است.
با سقوط سلسله ساساني به دست اعراب مسلمان تمدن و فرهنگ ريشهر نيز رو به اضمحلال گذاشت.از احوال ريشهر از سقوط اين شهر بدست مسلمين تا زمان نادرشاه افشار به سال 1734 م/1147 ه-ق اطلاعات اندكي در دست است.اقدامات نادر و سياست دريايي او براي مبارزه با عثماني ها و گسترش قلمرو دريايي خود در خليج فارس سبب گرديد تا اين شهر بندري بار ديگر مورد توجه خاصي قرار گيردتا درآنجا را بعنوان پايگاه دريايي خود در خليج فارس برگزيند و نامش را به بندر نادريه تغيير داد .نادر شاه با بكار گماردن يك تاجر انگليسي به نام جان التون بوشهر را بصورت يك مركز مهم كشتي سازي و پادگان نظامي در آورد.بنا به گزارش هلندي ها در زمان نادر ناوگاني با هشت تا ده هزار مرد در بوشهر مستقر بوده است.همچنين چند كارخانه كشتي سازي نيز در اين شهر احداث گرديد.
با مرگ نادر در سال 1747م/1160 ه.ق سپاه دريايي او بين حاكم بوشهر و بندر عباس تقسيم شد.شيخ ناصر خان آل مذكور كه در دوران نادر يكي از دريا سالاران وي بودپس از مرگ نادر شاه كشتي ها و ناوگان مستقر در بوشهر را متصرف شد و حكومت مقتدرانه خاندان آل مذكور كه قريب 100 سال بر بوشهر حكمراني كردند بنيان نهاد.بوشهر در زمان خاندان آل مذكوررو به عمراني و آباداني گذاشت و روابط تجاري گسترده اي با هلندي ها برقرار كرد.در دوره زمامداري كريم خان زند،بوشهر و تاريخ آن وارد مرحله تازه اي شد.در سال 176٣م/1177 ه-ق انگليسي ها با حمايت شيخ نصر خان آل مذكور قرارداد معروفي با كريم خان زند منعقد كردند كه اين قرارداد زمينه ساز حضور استعماري انگليسي ها در جنوب ايران و خليج فارس بود.بوشهر در دوره كريم خان بندر بازرگاني اصلي ايران بود.در دوران قاجاريه بصورت بندر مهم تجاري-فرهنگي و سياسي در آمد.بوشهر در دوره قاجاريه معتبرترين بندر تجاري ايران بود كه اكثر دول خارجي مانند انگليس،روسيه،آلمان ،ايتاليا ،فرانسه،هلند،نروژ و عثماني در اين شهر دفتر نمايندگي سياسي و تجاري داشتند و دروازه جنوبي ايران براي تبادل افكار سياسي و مناسبات فرهنگي بود به نوشته دايرة المعارف ايرانيكا در آغار سده نوزدهم ميلادي پس از نا آرامي هايي كه نمايانگر پيدايش خاندان قاجار بود سالانه نزديك به 100 كشتي انگليسي و عربي از هلند و مسقط براي بازرگاني رو به سوي اين بندر مي گذاشتند و با خود پارچه ،ادويه جات ،فيل،چاي،برنج ،شكر و ..از اروپا،هند و چين مي آوردند.
گذشته از استقرار يك گروه محافظ هميشگي براي انگليسي هاي مقيم ،اهميت بازرگاني بوشهر براي آنها سبب گرديد تا 3 نوبت مورد هجوم بريتانيا قرار گيرد.پس از تسخير اين شهر در سال 1856م/1273 هـ.ق انگليسي ها در سال 1909 م / 1327 ه.ق به هنگام نا آرامي هايي كه به دنبال مشروطه خواهي ايرانيان آغاز شده بود اقدام به پياده كردن نيروي نظامي در اين منطقه نموده و گمرك كليه مناطق را تصرف كردند.در زمان جنگ جهاني اول و به دنبال قيام شهيد رئيس علي دلواري عليه منافع انگليسي ها در جنوب ايران ،انگليسي ها نيروي تقويتي به بوشهر اعزام كرده و شهر بوشهر را در 26 رمضان 1333 اشغال نمودند.در آن هنگام يك راه آهن كم عرض 37 مايلي براي پيوند دادن بوشهر به برازجان واقع در راه شيراز ساخته شد.همچنين در همان زمان كارخانه اي براي ساخت تجهيزات راه آهن در بوشهر احداث گرديد.اما انگليسي ها با تخليه شهر درمارس 1919م/1338 هـ.ق نقطه پاياني براين تلاشهاي اشغالگرايانه خود نهادند.
پس از پايان جنگ جهاني اول و ظهور رضا شاه پهلوي بوشهر همچنان كانون پر تشنج وقايع باقي مانده و خوانين بسياري عليه حاكميت عليه حاكميت رضا شاه سر به طغيان برداشتند.بوشهر در دوره حاكميت رضا شاه با كشيده شدن راه آهن سراسري و انتقال حجم عمده داد و ستدهاي تجاري از ايران به بصره رو به افول گذاشت و پس از جنگ جهاني دوم جايگاه خود بعنوان ستاد فرماندهي انگليسي هاي مقيم در حوزه خليج فارس از دست داد و در سال 1952 م ساختمان كنسولگري انگليس در آنجا تعطيل شد.
سرانجام اين شهر بندري كه روزگاري مركز عمده تجارت ايران بود و از شهرهاي بسيار آباد ايران محسوب مي شد همچون نگيني بر پيشاني خليج فارس مي درخشيد،عظمت و شكوه خود را از دست داده و نظاره گر روزي شد كه دوباره آن موقعيت پيش را تجربه نمايد.
استان بوشهردر نگاه اقتصاد
وضعيت و جايگاه صنعت استان
از مهمترين شاخص هايي كه مي تواند جايگاه صنعت استان را در مجموع صنعت كشور مشخص نمايد،تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي،ميزان اشتغال،سرمايه گذاري،ارزش افزوده و بهره وري نيروي كار است كه طي دهه هاي گذشته وضعيت اين شاخص ها در سطح استان به شرح ذيل بوده است.نرخ رشد اشتغال در بخش صنعت استان در دومقطع 1365 و 1375 برابر 5/28 و 4/101 درصد بوده است كه بطور قابل توجهي بيش از متوسط كل كشورمي باشند و سهم اشتغال بخش صنعت از9/4 درصد در سال 1365 به 1/6 درصد در سال 1375 افزايش يافته است.تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي استان طي سالهاي 1373-1355 در حدود 6 برابر افزايش يافته و ميزان اشتغال در اين واحد نيز نزديك به 5/4 برابر افزايش يافته است.سهم تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي استان از كل كشور طي دوره فوق دائما رو به افزايش بوده است.ارزش افزوده كارگاههاي بزرگ صنعتي استان به قيمت جاري طي سالهاي 1373-1353 بطور متوسط ساليانه در حدود 26 درصد رشد داشته است و تغييرات بهره وري نيروي كار استان نيز نزديك به متوسط كل كشور بوده است.كمبود شديد تاسيسات زير بنايي،تسهيلات و تجهيزات شهري،خدمات آموزشي،بهداشت و درمان،كمبود نيروي انساني متخصص و از همه مهمتر دوري ازمراكز تصميم گيري كشورو نقش ناچيز آن در سلسله مراتب قدرت در قبل و بعد از انقلاب اسلامي موجبات توسعه يافتگي مورد انتظار صنعت را در استان فراهم نياورده است.علي رغم عوامل فوق مهمترين دليل عقب ماندگي بخش صنعت در استان،سهم بسيارپايين و ناچيزسرمايه گذاري بخش عمومي در استان است.بيش از نيمي از اشتغال زايي بخش صنعت در كشور از طريق شركت هاي دولتي انجام شده است در حالي كه ظرفيت اشتغال زايي بخش عمومي در استان بوشهرنزديك به 4 درصد بوده است.علي رغم بهبود نسبي گسترش صنعت خصوصا صنايع كوچك در استان طي دو دهه اخير،تغيير محسوسي در سهم شاخص هاي بخش صنعت استان از كل كشور ايجاد نشده است كه البته با در نظر گرفتن سهم ناچيز بخش عمومي در اشتغال و ارزش افزوده و سرمايه گذاري،عقب ماندگي بخش صنعت استان كاملا طبيعي به نظر مي رسد.لذا با توجه به قابليت هايي كه در پي مي آيد سرمايه گذاري هرچه بيشتر بخش عمومي و خصوصي را دربخش صنعت استان اقتضا مي نمايد.
صنايع نفت و گاز
استان بوشهر يكي از مناطق عمده نفت وگاز خيز كشور است به طوريكه بيش از 9 ميدان نفتي و با حداقل 18 مخزن بزرگ نفتي در محدوده فلات قاره و 6 ميدان با حداقل 9 مخزن نفتي در محدوده خشكي را دارا است . علاوه بر اين ، ميدان هاي بزرگ گاز طبيعي در حال حاضر نقش و اهميت ملي ويژه اي را ايفا مي كنند كه شامل ميدانهاي گازي كنگان ، ناز ، پارس جنوبي و پارس شمالي هستند . پالايشگاه بزرگ فجر كنگان و پالايشگاه در حال احداث پارس جنوبي در عسلويه از بزرگترين پالايشگاههاي جهان در اين استان قرار گرفته است . در حال حاضر 8 /5 درصد از كل توليدات نفت كشور و 58 درصد گاز غني شده ميادين مستقل كشور از استان بوشهر تامين ميشود و اين امر نشان ميدهد كه اين استان سهم عمده اي در توليد درآمد كشور دارد كه از طريق همين سهم عمده ، سرمايه گذاري در زير ساخت هاي مختلف اقتصادي كشور اعم از صنعت ، كشاورزي ، خدمات و ... امكان پذير گرديده است و بديهي است كه منابع نفت و گاز استان بوشهر نقش مهمي در توسعه ملي دارند . اقدامات اساسي در زمينه ايجاد پالايشگاههاي بزرگ پارس جنوبي قابل توجه است و بزرگترين سرمايه گذاري ملي و متمركز كشور در حال حاضر در استان بوشهر و در منطقه عمومي پارس در حال انجام است . در مدت 6 تا 7 سال آينده توليدات ميدان پارس جنوبي شامل بيش از 200 ميليون متر مكعب گاز طبيعي در روز ، حدود 320 هزار شبكه ميعانات گازي ، حدود 1500 تن گوگرد ، 2/2 ميليون تن گاز مايع و 1 ميليون تن اتان است . طي همين مدت ارزش صادراتي مايعات گازي به اضافه مواد پتروشيمي توليدي منطقه پارس جنوبي كه بيش از 7 ميليارد دلار خواهد رسيد كه صادرات محصولات آن را براي سالهاي طولاني خواهيم داشت . در حال حاضر 10 هزار نفر به طور مستقيم در منطقه پارس جنوبي مشغول به كار هستند كه در آينده نزديك اين رقم از مرز 30 هزار نفر هم خواعد گذشت و پيش بيني مي شود فرصت اشتغال معادل 130 هزار نفر براي مدت 5 سال در دوره هاي ساخت و بهروه وري ايجاد شود . علاوه بر اين ، ايجاد اشتغال غير مستقيم نيز در كارخانه ها طي مراحل بعدي توسعه طرح به افزايش ظرفيت از هر دو نوع اشتغال (مستقيم و غير مستقيم ) ياري خواهد رساند . از مهمترين آثار جنبي طرح توسعه منطقه پارس جنوبي از نظر منطقه اي ارتقا سطح دانش اهالي منطقه ، رفع محروميت ، فقرزدايي و ايجاد زمينه فعاليتهاي خدماتي از جمله هتل داري ،حمل و نقل تعميرات از مواردي است كه با حمايت صنعت نفت محقق خواهد بود . علاوه بر اين ايجاد و توسعه زير بناها شامل احداث فرودگاه و شبكه راهها ، شهرسازي ،ارتباطات ، شبكه برق و حتي تاسيس بانكها نيز ار جمله برنامه هايي است كه بر رونق كار و تلاش و ايجاد اشتغال د رمنطقه خواهد افزود . توسعه ميادين سروش ، نوروزو دورو ، طرح جمع آوري گازهاي منطقه خارك و گاز رساني صنعتي به بوشهر و مناطق كنگان و جم در حال حاضر اين استان را به مهمترين كانون سرمايه گذاري هاي صنعت نفت ايران از نظر حجم و ميزان سرمايه گذاري تبديل كرده است . با تصويب طرح 2 در هزار وزارت نفت در مجلس ، سهم مناسبي نصيب استان بوشهر خواهد شد و علاوه بر آن در نظر است طي مدت 5 سال از سوي وزارت نفت 5 / 7 ميليارد تومان براي سرمايه گذاري هاي عمومي در اين منطقع اختصاص يابد . آنچه قابل ذكر است اين است كه اگر چه درآمدهاي حاصل از توليد نفت و گاز در استان نقش مهمي در سرمايه گذاري در زير ساخت هاي مختلف اقتصادي كشور دارد ولي تاكنون تاثير قابل توجهي در توسعه استان بوشهر نداشته است.اميد مي رود با سرمايه گذاري هاي بيشتر حاصل از درآمد نفت و گاز در استان زمينه توسعه و اشتغال هرچه بيشتر استان فراهم آيد .
صنايع شيلاتي
شيلا ت در استان بوشهر از توجه كافي دولت برخوردار بوده است.نقش شيلات در ايجاد اشتغال ،كسب درآمد ارزي،تامين پروتئين مورد نياز مردم و عمران مناطق ساحلي حائز اهميت است.صنايع شيلاتي را مي توان به دو قسمت عمده تكميلي و صنايع پشتيباني از صيد طبقه بندي نمود.صنايع تكميلي شامل كارگاهها و كارخانه جات يخ سازي،عمل آوري و بسته بندي و نگهداري محصولات است كه در سال 1378 تعداد 26 كارخانه يخ سازي ،16 سردخانه،16 واحد عمل آوري و 2 كارخانه كنسرو سازي در سطح استان فعاليت داشته اند.واحدهاي عمل آوري از مهمترين واحدهاي صنايع تكميلي صيد است كه به منظور ارتقاء كيفيت صنايع فرآوري و انطباق با مقررات اقتصادي جامعه اروپا موسوم به EEC حجم سرمايه گذاري انجام شده در سال 1378 معادل 2850 ميليون ريال بوده كه در حال حاضر10 واحد از 16 واحد فعال عمل آوري داراي مجوز هستند.صنايع پشتيباني از صيد شامل واحدهاي ساخت انواع شناورها و ادوات صيادي مانند لنج سازي ،قايق سازي، تور و گرگور بافي است كه در سال 1378 يك كارخانه تور بافي،14 كارخانه لنج سازي ، 5 كارگاه تور بافي و ده كارگاه قايق سازي به فعاليت مشغول بوده است. از 45 واحد به بهره برداري رسيده بخش صنعت استان در سال 1378 ، تعداد 7 واحد به صنايع شيلاتي تعلق داشته كه ميزان اشتغال آنها در اين سال 128 نفر بوده و 17/7 درصد از كل اشتغال بخش صنعت را به خود اختصاص داده است.مجموع سرمايه گذاري اين واحدها نيز 5658 ميليون ريال بوده كه 6/17 درصد كل سرمايه گذاري هاي صنعتي در استان بوده است.از مهمترين ويژگي هاي صنايع شيلاتي مي توان به تهيه فرآوردهاي متنوع از يك محصول و تهيه ابزار و ادوات مرتبط با توليد كه از عوامل افزايش اشتغال،تامين بخشي از پروتئين مورد نياز مردم،كاهش واردات ،افزايش ارزش افزوده و توليد و... اشاره كرد.علاوه بر صنايع تكميلي و صنايع پشتيباني از صيد ،امكانات . پتانسيلهاي با لقوه آبزي پروري نيز مي تواند به عنوان مهمترين صنعت شيلاتي با اشتغال و ارزش افزود، بالا مطرح باشد.شيلات استان به گسترش منابع آبزيان و توسعه و تكثير و پرورش و فعاليت هاي ماهي گيري در سواحل استان بوشهر به عنوان مهمترين عوامل در ايجاد اشتغال و افزايش صادرات توجه ويژه اي نموده است.به طوري كه بر اساس مطالعات شناخت توان بالقوه تكثير و پرورش ميگودر استان هاي ساحلي مساحتي معادل 34980 هكتار در قالب 19 منطقه را در استان مورد شناسايي قرار داده كه از حيث آب شيرين،آب دريا و خاك مناسب جهت پرورش ميگو داراي قابليت چشمگيري هستند.مساحت كل اراضي مطالعه شده يا در دست مطالعه 3300 هكتار بوده است.سطح زير كشت ميگوي پرورشي در حال حاضر 562 هكتار مي باشد كه حجمي معادل1065 تن ميگو توليد شده است.ميزان صادرات اين محصول در سال 1378 معادل 100 تن بوده كه نزديك به 95 درصد ميگوي توليدي استان است.ميزان اشتغال زايي اين بخش تا پايان سال مذكور معادل 635 نفردر بخش پرورش و 73 نفر در بخش تكثير اشتغال داشته اند.لازم به ذكر است كه ميزان ارز آوري اين بخش در سال 1378 در حدود 7 ميليون دلار بوده است.
بنابراين با قابليت هايي كه اين استان در زمينه پرورش آبزيان به ويژه ميگو دارد مي توان با سرمايه گذاري هاي عظيم در تكثير ،پرورش و بسته بندي و صنايع عمل آوري در آينده اي نزديك شاهد چشم اندازروشني از وضعيت اشتغال و ارز آوري در اين استان باشيم.
صنايع كشاورزي (نخيلات )
در سال زارعي 78-1377 مجموع سطح زير كشت خرماي استان 32341 هكتار و توليد آن نيز 110418 تن بوده است كه در مقايسه با كل كشور به ترتيب سهمي معادل 14 و 12 درصد را دارا بوده است و از لحاظ رتبه نيز در سطح زير كشت داراي رتبه سوم واز لحاظ توليد داراي مرتبه هفتم از 10 استان خرما خيز كشور است . با مقايسه مقدار توليد اين محصول در استان با مقدار مصرف داخلي (19452 تن در سال با مصرف سرانه 25 كيلوگرم ) و صادرات (1519 تن ) اين مسئله جلب نظر مي نمايد كه سالانه حدود 90 هزار تن خرما براي بهره برداري و استفاده بهينه در چرخه صنايع تبديلي و فرآوري خرما وارد گردد . تا كنون 3 واحد بسته بندي خرما با ظرفيت 7400 تن و 3 واحد شيره گيري و توليد قند خرما مجوز تاسيس دريافت كرده اند. 2 واحد بسته بندي ديگر با ظرفيت 4450 تن و يك واحد توليد شيره و قند و خرما با ظرفيت 1750 تن در مرحله ساخت و راه ندازي هستند و تنها يك واحد بسته بندي با ظرفيت 4000 تن فعال مي باشد و در صورت فعاليت همه واحدها در آينده 46900 تن از خرماي استان بسته بندي و شيره گيري (فرآوري ) خواهد شد . با توجه به ظرفيت بسته بندي واحدها در حال حاضر و ميزان خرمايي كه مي تواند سالانه در چرخه صنايع تبديلي و فرآوري قرار گيرد نزديك به 43000 تن خرماي ديگر با فرض 2500 تن ظرفيت هر واحد ، اين استان در حال حاضر ظرفيت احداث 17 واحد بسته بندي و شيره گيري ديگررا نيز خواهد داشت . از طرف ديگر اين محصول در حال حاضر به صورت كلي در حجم زياد و در حلب هاي بزرگ صادر شده و ارزش افزوده ناچيزي را ايجاد مي كند كه ايجاد ارزش افزوده براي اين محصول بسيار ضروري به نظر مي رسد و ونيازمند سرمايه گذاري خيلي بيش تري خواهد بود .
صنايع دستي
استان مرزي و ماهيتاً جاري بوشهر در طول تاريخ به واسطه عدم برخورداري از جايگاه مناسب در توليدات كشاورزي و دامي ،از صنايع دستي قابل توجهي برخوردار نبوده است.تنها برخي ازمحصولات صنايع دستي مانند گرگور به دليل نيازمندي هاي آن و محصولات حصيري به واسطه وجود مواد اوليه و كاربري هاي آن از ديرباز در منطقه توليد مي شده است كه در حال حاضر نيز عده اي بدين فعاليت مشغولند.
طي چند سال اخير صنعت فرش بافي خصوصا توليد گبه در مناطق روستايي و بعضا مناطق شهري استان بوشهر گسترش يافته است.حمايت هاي مستمر و موثر سازمانهاي مسئول صنايع دستي استان در جهت آموزش و انجام خدمات پشتيباني و اعطاي تسهيلات بانكي از طريق تبصره هاي ساليانه بودجه و از طرفي فراهم آمدن زمينه هاي مناسب صادرات گبه و گليم از جمله دلايل گسترش صنعت فرش در استان بوده است.مهم ترين صنعت دستي استان در حال حاضر فرش دست باف است كه سهم عمده اي از اشتغال و توليدات اين صنعت را به خود اختصاص داده است.البته صنايع دستي ديگري از جمله سفال گري ،توليد محصولات حصيري،عبا بافي و خصوصا گرگور بافي در استان رواج داشته كه در بين اين ها گرگور بافي در نوار ساحلي از اهميت بيشتري برخوردار بوده است.
آخرين اطلاعات رسمي منتشره مربوط به نتايج آمارگيري خانوارهاي داراي فعاليت صنعتي ،درسال 1373 مي باشد كه عمده ترين صنعت رايج در بين خانوارهاي داراي صنعت خانگي در اين سال ،صنعت نساجي بوده است كه بيش از 5/92 درصد از كل اشتغال خانگي را در كشور به خود اختصاص داده است.اين نسبت در استان بوشهر در حدود 6/88 درصد بوده است .زير بخش صنايع توليد قالي ،قاليچه و گبه از بيش ترين سهم اشتغال در صنعت نساجي برخوردار است.در سال 1378 تعداد 33 واحد صنايع دستي در سطح استان فعال بوده كه تعداد شاغلين اين واحدها 96 نفر بوده است.ميزان توليدات فرش در اين سال 18253 مترمربع بوده كه 5500 متر مربع آن صادر شده و نقش بسزايي در پيكره اقتصادي استان از جمله اشتغال ،كسب در آمدهاي ارزي و... داشته است.اين مقدار معادل 22 تن از كالاهاي صنايع دستي استان به ارزش بالغ بر 408283 بوده است و قيمت هر كيلوگرم از كالاهاي صادراتي صنايع دستي استان5/18 دلار بوده است.
با اين كه استان بوشهر در طي سالهاي گذشته از جايگاهاي مناسبي در صنايع دستي برخوردار نبوده است ولي چند ساله اخير با حمايت هاي جدي ،صنعت فرش دست باف به ويژه گبه و گليم توسعه شايان توجهي داشته است.در حال حاضر تنها مشكل صنايع دستي استان ركورد بازارهاي صادرات فرش است و در صورتي كه اين مشكل برطرف شود تثبيت فراوان شغل در مناطق روستايي استان و افزايش سطح درآمدهاي خانوارهاي روستايي بدون هيچ گونه مشكلي امكان پذير خواهد بود.
جاذبه هاي سياحتي و زيارتي شهرستان بوشهر
معرفي جاذبه هاي شناخته شده و ناشناخته سياحتي و تبليغات موثري براي ارائه اطلاعات مناسب مربوط به تاريخ و تمدن ديرينه كشور ايران ، يكي از اقدامات موثر فرهنگي است كه قطعا به توسعه ايرانگردي و جهانگردي و كسب در آمد بيشتر مي انجامد . بسياري از مردم جهان و حتي مردم كشور ايران ، از آثار تاريخي و فرهنگي ايران اسلامي يا اطلاعات جامعي ندارند و يا دانسته هايشان ناقص است . شايد عده اي تصور كنند كه فقط بقاياي تخت جمشيد در شيراز و آثار وابنيه در اصفهان ، مجموعه آثار تاريخي و فرهنگي ايران را در بر مي گيرد. حال آنكه در جاي جاي كشور اسلامي ما ، از جمله استان بوشهر آثار گوناگون باستاني ، تاريخي ، فرهنگي ، مذهبي و ... وجود دارد .
ريشهر
ريشهر در هشت كيلومتري جنوب شهر بوشهر واقع گرديده است كه آثار كشف شده در آن مربوط به هزاره سوم تا هزاره اول پيش از ميلاد مي باشد . آثار كشف شده طي سال هاي 1872-1877 ميلادي و همچنين اكتشافات باستان شناسان فرانسوي به سرپرستي پزارد در سال 1914 ميلادي از جمله كتيبه هاي ميخي عهد «شوتروك ناخونته » و آثار بناها و اشياء مفرغي و سفال هاي نقش دار نشان مي دهد كه ريشهر از هزاره دوم پيش از ميلاد يكي از شهر هاي مهم امپراتوري ايلام را تشكيل مي داده است و از آجر نوشته هاي ايلامي معلوم گرديده كه اين شهر در آن عصر به نام «ليان » خوانده مي شده است . نام ريشهر خلاصه شده «ريوارد شير » است . اردشير بابكان شهر هاي متعددي را در زمان حكومت خود بر پا نمود كه ريوارد شير يكي از آنها مي باشد. اين شهر در دوران حكومت ساسانيان يكي از مهمترين مراكز علمي و ادبي محسوب مي شد. در آنجا جماعتي از دانشمندان و نويسندگان جاي داشتند كه با استفاده از خطوطي موسوم به «گشتك » كتاب هايي در زمينه علم طب و نجوم و فلسفه و متون و روايات مذهبي و ساير رشته هاي علم و ادب را ثبت و تدوين مي نمودند و آنها را «گشتك رفتران » مي خواندند.
ريشهر در بعد از اسلام تا سده هايي چند رونق داشت . در قرون شانزده و و هفده ميلادي ريشهر در روي نقشه هاي پرتقالي يكي از مراكز تجاري بزرگ به حساب آمده و « دوباروس » بزرگي شهر را در قرن شانزدهم ميلادي در حدود دو هزار خانه تخمين زده است.
دو منطقه «تل پي تل » و « شاه نشين » نيز در همان حوالي ريشهر شناسايي شده ، گورستان شغاب كه يك گورستان ايلامي است نيز اخيرا كشف گرديده كه خمره هاي حاوي استخوان نشان مي دهد كه ايلامي ها استخوان مرده هايشان را بعد از پوسيده شدن و از بين رفتن گوشت بدن در داخل خمره ها گذاشته و به خاك مي سپردند.
سيراف
سيراف به فاصله 240 كيلومتري در جنوب شرقي بندر بوشهر ، كنار ساحل قرار است . روزگاري همهمه ناخدايان ، جاشوان و بازرگانان هم آهنگ با غوغاي برخورد امواج بر ديوار ساحلي ، اين بندر را يكي از پر جوش و خروش ترين بندر جهان ساخته بود ،و امروز خاموشي و آرامشي پايان ناپذير ويرانه هاي آن را در آغوش دارد . اطلاعات ما از گذشته اين بندر بزرگ تا حدود زيادي به نوشته هاي مورخاني مانند : سليمان سيرافي ، مسعودي ، استخري ، ابن بلخي ، مقدسي و ياقوت حموي متكي است . از جمله استخري (قرن چهارم هـ. ق ) در كتاب مسالك و ممالك مي نويسد :« سيراف با شيراز برابري مي كند ، بندري است گرميسري و خانه هاي آن را از چوب ساج و چوب هاي ديگر كه از هندوستان و زنگبار مي آورند بنا مي كنند . »
و مقدسي نيز چنين مطلبي دارد : « در همه كشورهاي اسلامي زيباتر و شگفت انگيز تر از خانه هاي سيراف نديدم و هر خانه تا يكصد هزار درهم خريد و فروش مي شد . » وجه تسميه سيراف با توجه به سابقه تاريخي آن و كشفيات باستانشناسي كه قدمت اين بندر را به دوره ساساني مي رساند به ادرشير بابكان نسبت داده اند . بر مبناي اين نظريه اسم اوليه آن « اردشير آب » بوده كه كار ايجاد اين بندر به جهت اهميت آب و موقعيت سخت جغرافيايي به تاسيس يك شبكه آبرساني همت گمارده بود . مهمترين بناي عمومي سيراف مسجد جامع شهر بود . مسجد را بر روي ويرانه هاي دژ ساساني بنا كرده بودند . مسجد بزرگ از سه سو با بازار مرتبط بوده كه البته تاريخ بناي بازار و مسجد را بايد همزمان دانست . در كنار خيابان اصلي رديفي از دكانها كه بازار شهر را تشكيل مي داد قرار داشته است .
مراكزي چون كارخانه روغن كشي نهنگ ، كاروانسراها ، انبارهاي كالا ، حمام و مراكز نظامي وزارتخانه ها و همچنين بنايي شبيه به كليسا در كاوش هاي سيراف شناخته شد . كوره هاي سفالگري و شيشه گري در خارج از ديوار شهر قرار داشته و كشف يك ساختمان بزرگ كه بر تپه اي مشرف به دريا بنا گرديده احتمال مركز اداري يا حكومتي سيراف را تاييد مي كند . خانه ها از سنگ و ساروج و گچ ساخته شده و غالبا داراي طبقات متعدد بودند كه اين خود يكي از ويژگي هاي سيراف به شمار مي رود . در دامنه كوهستان مشرف بر بندر ، گورستان بزرگي شامل گورهاي كنده شده در سنگ و چاه هاي عميق «45 متري » جاي گرفته است . در گورهاي سيراف مردگان در جهات مختلف و به پشت در حالي كه صورت آنان رو به آسمان است دفن شده اند.
بافت قديم شهر بوشهر
به طور كلي ، شكل خانه به علت گرمي هوا نشان دهنده وضعيت جغرافيايي مي باشد. شكل عمومي آنها ساده و به سبك معماري « بيت ميلاني » است . اين تيپ خانه ها در بوشهر و ساير شهر هاي مهم سواحل شمالي خليج فارس و نيز شمال سوريه مي توان مشاهده كرد . در جلوي بعضي از اين خانه ها راهروي ستوندار وجود دارد كه از يك طرف به در اتاق ها و از طرف ديگر به فضاي باز حياط مربوط است سقف اتاق ها بيشتر با بوريا و تيرك هاي جنگلي و تخته پوشانده مي شود. بام خانه ها مسطح است و در حاشيه آنها ديوار هاي كوتاه مشبكي قرار دارد. در طبقه همكف و در داخل اتاق ها ، گنجه هاي ديواري تعبيه شده اند و در حياط روبروي آن ها حوض و آب انبار قرار دارد و تمامي خانه ها از سنگ هاي آهكي « مرجاني » با ملاط گچ ساخته شده و درهاي ورودي آن ها ، اكثرا دو لنگه واز جنس چوب جنگلي است كه با حاشيه هاي زيبايي تزيين يافته اند . مهمترين و اساسي ترين نوع مصالح بومي بوشهر ، سنگ هاي اهكي «مرجاني » هستند . اين سنگ از رسوبات دريايي فرام شده و در ميان لايه هاي آن آثاري از گياهان ، جانداران و بالاخص گوش ماهي به فراواني يافت مي شود. اين سنگ هاي آهكي درشت دانه مي باشند . با توجه به طبيعت درياييشان در محيط رطوبتي به خوبي كار مي كنند.
مدرسه سعادت
نخستين دبستاني است كه در سال 1317 هـ . ق ( 1278 خورشيدي ) و در سال سوم پادشاهي مظفرالدين شاه قاجار در شهر بوشهر بنا شده است . بي هيچ ترديد ، مدرسه سعادت بوشهر بن مايه آموزشي در مدرسه دارالفنون تهران قرار دارد. با گذشت 49 سال خورشيدي از تشكيل دارالفنون و پس از روي كار آمدن « علي خان امين الدوله » در ماه ذيقعده 1314 هـ . ق ، همان احساسي كه در نيم سده پيش از او « توسط امير كبير » در مورد تغيير اصول تعليماتي قديم مي رفت ، در ذهن وي خطور كرد و نهال همان انديشه اي كه به دست ميرزا تقي خان امير كبير در زمين واقع در شمال شرقي ارك سلطنتي نهاده شده بود ، شاخه هاي بر آمده آن ، پس از يك فاصله زماني 49 ساله در زمين هاي اطراف دارالفنون و در پاره اي ديگر از شهر هاي ايران سر در آورد، و بندر بوشهر نيز يكي از همان شهر هايي است كه نام سعادت ( سعادت مظفري ) را بر يكي از شاخه هاي آن نهاده و نونهالان بوشهري را همچون تشنه كاماني كه در نهايت تشنگي و در گرماي تموز به آب سرد كوزه اي دست يافته باشند ، در زير سايه آن جاي داده و آنان را از آبشخوري ديرينه پاي سيراب و سرافراز ساخت .
منبع و ماخذ: كتاب سيماي سياحتي استان بوشهر- سازمان ايرانگردي و جهانگردي
به نقل از www.dad-bushehr.ir
