۱۰ اردیبهشت ماه روز ملی خلیج فارس گرامی باد

![]() |
| عکس از خبرگزاری میراث فرهنگی- محل اصابت نارنجک دستی |
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی: "چهارشنبه 30 اسفند ماه هنگام تحویل سال نو، جمعیت زیادی به پاسارگاد، مقبره کوروش رفته بودند که ناگهان فرد ناشناسی دیوار پشتی آرامگاه کوروش را با نارنجکهای دستی که آن را برای چهارشنبه سوری درست می کنند، مورد اصابت قرار داد. پس از انفجار نارنجک، بخشی از بدنه آرامگاه سیاه شد. "
شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی!
متاسفانه کم توجهی به آثار تاریخی کشور از سوی دولت کم نیست حالا حمله ی احمق ها هم به آن افزوده شده است.
فرد احمقی که مرتکب این خیانت شده است هم دستگیر نشده و این تشویقی است برای ادامه ی چنین حماقت هایی!
حال انجام این قضیه به خاطر چه موضوعی بوده مبهم است: آیا یک حماقت و جوگیری فردی بوده است؟ آیا جریان های پانترکیسم و پانعربیسم این کار را کرده اند؟ یا این که دست عاملان کسانی که علیه ایران پرستی موضع می گیرند(!) در کار بوده است. (جدیداً سیاستمدارای ایرانی بخاطر کسب قدرت یاد کوروش و ایران افتاده اند ولی آیا باید جور مخالفت با اونا رو آرامگاه کوروش بزرگ بپردازه؟)
اگه آرامگاه کوروش؛ پدر ایران زمین در هر کشوری بود هم اینجوری ازش محافظت می شد؟ آیا باید آرزو می کردیم این را نیز شاه گربه های قجری به اروپاییان می فروختند تا دستکم در آن جا خوب ازشان نگهداری شود؟
بی شک این لکه ی سیاه به جای مانده روی آرامگاه نه لکه ی ننگ وطن فروشان و احمقان که لکه ی ننگی است بر ما در جهت پاسداشت از ارزش های تاریخی مان
متاسفم
سال نو رو به همه ی ایرانیان و پارسی زبانان و پارسی دوستان شادباش می گویم.
![]()
![]()
![]()
هفتم آبان ماه سالروز ورود ابرمرد تاریخ جهان به بابل، آزادسازی بابلیان از زیر ستم و صدور اعلامیه ی جهانی حقوق بشر "منشور کوروش بزرگ" است.
پوستر کعبه ی مقصود را به مناسبت روز کوروش بزرگ در ادامه ی مطلب ببینید.
به امید روزی که این روز رسماً ثبت شود.
![]()
![]()
![]()
دهم اردیبهشت ماه روز ملی خلیج فارس گرامی باد
![]()
![]()
![]()
ج- منطقه ي نظارت، انحصاري و اقتصادي: با توجه به افزايش 12 مايل منطقه ي نظارت بر 12 مايل آب هاي سرزميني در بسياري از مناطق آب هاي تنگه ي هرمز، مناطق نظارت دولت هاي دو طرف تنگه بر هم منطبق مي شود كه در نتيجه فلات قاره ي طرفين نيز چنين حالتي را دارد و بنابراين تعيين حدود نظارت و استفاده از فلات قاره بايد با توافق هاي طرفين تعيين شود.
تعيين حدود فلات قاره بين ايران و عمان به موجب موافقت نامه ي دوجانبه ي 3 مرداد 1353 (ژوييه ي 1974) انجام شده است و نيازي به تغيير آن براساس كنوانسيون 1361 (1982) نمي رود، زيرا قرارداد دو جانبه است و در ثاني مغايرتي با مفاد كنوانسيون 1361 (1982) ندارد. هم چنين كميته ي مشتركي به منظور بهره برداري از مخازن نفت تنگه ي هرمز بين دو كشور تشكيل شده است.
1- حاكميت و توان كنترل بر تنگه
چند نكته در مورد اعمال قوانين بر تنگه ي هرمز از سوي ايران قابل توجه است:
الف- تنگه ي هرمز از معدود تنگه هايي است كه وجود امنيت گذر از آن نه تنها مورد توجه دو دولت حاشيه ي آن (عمان و ايران) است بلكه مورد علاقه ي دولت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي نيز مي باشد، به طوري كه عدم امنيت گذر از آن تقريباً همه ي كشورهاي جهان را تحت تأثير قرار مي دهد و از اين نظر حتي كانال سوئز هم هم سطح با تنگه ي هرمز نيست، زيرا جايگزين بر كانال سوئز وجود دارد (هر چند با صرف زمان و هزينه ي بيش تر) ولي در كوتاه مدت و ميان مدت جايگزيني براي تنگه ي هرمز در امر صدور نفت و سپس ورود كالا از كشورهاي صنعتي وجود ندارد.
یاری نامه:خليج فارس و مسائل آن/ دكتر همايون الهي/ نشر قومس/ چ10/تهران/1387
بخش پنجم به زودی
دليل عمده ي اين چشم پوشي از هرمز و انعقاد قرارداد با آلبوكرك از سوي شاه اسماعيل صفوي آن بود كه در تاریخ يكم شهريور 893 (23 ماه اوت 1514) ايران در محل چالدران از عثماني شكست خورده بود و اكنون دولت ايران به دنبال متحدان اروپايي بود تا بتواند ان ها را عليه عثماني با خود هماهنگ نمايد: البته پرتغالي ها هم ضمن آگاهي از نياز نظامي ايران از انعقاد اين پيمان چند هدف را دنبال مي كردند: نخست اينكه ترس از گسترش قدرت دولت عثماني آن ها را نيز به جستجوي متحداني در منطقه تشويق مي كرد كه ايران مي توانست متحد مناسبي باشد. دوم اين كه با دنبال نمودن «سياست اختلاف بينداز و حكومت كن» مي خواستند آتش جنگ و اختلاف ميان دو ملت مسلمان ايران و عثماني را شعله ور نگهدارند تا باعث تضعيف هردو كشور شوند و از قدرت يافتن ايران در منطقه ي خليج فارس و دولت عثماني در اروپا نيز جلوگيري كنند.
اما با انعقاد اين پيمان نامه در 894 (1515) مبارزات مردم هرمز و مناطق خليج فارس پايان نگرفت، چنان كه توران شاه كه پس از سيف الدين قدرت را در هرمز در دست داشت و خراج گزار پرتغال بود، براي سركوب عامل خود در بندر قلهات كه «رييس شهاب الدين» ناميده مي شد و دم از استقلال مي زد از نيروهاي پرتغالي كمك خواست. نيروهاي مزبور به قلهات تاختند ولي با پايداري دليرانه ي مردم روبرو شدند و شكست خوردند. اين شكست بارقه ي اميدي در سراسر خليج فارس دميد. از آن جا كه در اين سال پرتغالي ها تلاش نمودند امور اداري «گمركات هرمز» را به طور كامل تحت كنترل درآورند و با توجه به ستم و جنايت آن ها، توران شاه نيز موقع را مغتنم شمرد و طرح سراسري براي قيام هماهنگ در هرمز و سواحل و جزاير خليج فارس را طراحي كرد و محرمانه به همه ي كارگزاران ايراني موضوع را اطلاع داد. سرانجام قيام در سال 901 (1522) انجام گرفت اما به شوند آگاهي يافتن پرتغاليان از نقشه و خيانت برخي كارگزاران هم دست توران شاه، لشكر وي شكست خورد. توران شاه نوميد شد، هرمز را آتش زد، به گونه اي كه شهر به مدت چهارشبانه روز در آتش مي سوخت. توران شاه خود نيز به قشم گريخت و در سال 902 (1523) به دست وزير خود مسموم گرديد و برادرزاده ي سيزده ساله ي وي بنام محمدشاه پور سيف الدين به جاي او پادشاه شد (در اين مورد سرآرنولد ويلسن در كتاب خود مي نويسد: توران شاه در قشم به دست يكي از اتباع خود كشته شد و اهالي هرمز پسر سيزده ساله ي وي بنام محمودشاه را به پادشاهي برگزيدند. به نظر مي آيد سرآرنولد ويلسن اشتباه كرده باشد، زيرا محمودشاه پسر فيروزشاه بود كه در سال 1017 ه. ق در هرمز به جاي پدر به پادشاهي رسيد.).
وي در تابستان 902 (ژوييه ي سال 1523) در بندر ميناب با نايب السلطنه ي هند پيمان نامه اي بست و خود را تحت الحمايه ي پرتغال قرار داد. اما پس از گذشت سه سال به شوند ستم بي اندازه ي پرتغالي ها، محمدشاه و وزير وي رييس شرف الدين، با تحريك حكام ايراني مسقط و قلهام بالاتفاق دست به قيام زدند، هرچند اين قيام نيز نتيجه اي به بار نياورد و موضوع به مصالحه گذشت. درحقيقت مي توان گفت از اين تاريخ پرتغالي ها فرمان روايي تام بر منطقه ي خليج فارس پيدا كردند، هرچند تسلط آن ها دوام چنداني نيافت و كم كم از نيمه ي دوم سده ي دهم (اواخر سده ي شانزدهم ميلادي) رو به زوال گذاشت.
منبع: خلیج فارس و مسائل آن/ دکتر همایون الهی/ نشر قومس/ چاپ دهم ۱۳۸۷
بخش هشتم به زودی
مبارزات ضد استعماري در خليج فارس: تاريخ مدون موجود كم تر به مبارزات سلحشورانه ي مردم منطقه ي خليج فارس كه تحت لواي اسلام عليه استعمارگران پرتغالي و سپس ديگز اشغال گران بيگانه انجام گرفته است، اشاره اي دارد، در حاي كه واقعيت امر بيان كننده ي قيام و مبارزه ي مردم اين سامان عليه كفر و ستم مي باشد. به عنوان نمونه وقتي شاه اسماعيل صفوي از خراج گزاري سيف الدين به پادشاه پرتغال آگاه شد، از پادشاه هرمز درخواست خراج كرد. سيف الدين موضوع را با آلبوكرك درميان گذاشت و كسب تكليف نمود. وي پرداخت خراج به ايران را منع نمود و سيف الدين نيز چنين كرد و بدين ترتيب فرمان روايي ايران بر اين مناطق متزلزل شد. از سوي ديگر فشارهاي ستم گرانه و حرص و طمع بيش از اندازه ي پرتغالي ها، بازرگانان هرمز را كم كم ناراضي نمود. مخالفان به گرد فرماندار هرمز، «حاجي عطار» آمدند. وي نيز با برخي از ناويان پرتغالي كه از مأموريت طولاني در هرمز و عدم دريافت كافي غنايم ناراضي بودند تماس برقرار نمود و طبق يك نقشه ي از پيش طرح ريزي شده برضد آلبوكرك و نيروهاي وي در هرمز قيام كردند. ناويان ناراضي پرتغالي درخواست خروج از هرمز را نمودند. آلبوكرك ضمن سركوب شورش مردم جزيره، تحت فشار ناويان ناراضي پرتغالي برنامه هاي خود در خليج فارس را ناتمام گذاشت و در ارديبهشت 887 (ماه مه 1508) از آن جا خارج شد.
در اين ميان شاه اسماعيل كه از خروج ناوگان پرتغالي درخليج فارس آگاه شده بود، در صدد بازگرداندن حاكميت ايران بر هرمز افتاد و نيرويي را به گمبرون (بندرعباس كنوني) فرستاد تا به هرمز بتازد. هنگامي كه آلبوكرك از اين موضوع آگاه شد به خليج فارس آمد و ضمن جلوگيري از حمله ي سربازان ايراني به هرمز به شاه اسماعيل پيام داد كه اگر ايراني ها بار ديگر كوشش نمايند هرمز را تصرف كنند، پرتغالي ها از اجساد آن ها باروها و قلعه هايي خواهندساخت و پرچم خود را برفراز آن ها خواهند افراشت.
آلبوكرك در سال 888 (1509) نايب السلطنه ي هندوستان شد(او در پانزدهم دسامبر 1515م (894 ه. ش) در گوآ مرد.). در اين دوره شورش گوآ واقع گرديد كه اين شورش با سنگ دلي بسيار درهم كوبيده شد، چنان كه پس از پايان جنگ، البوكرك دستو كشتار 6000 مسلمان برجاي مانده اعم از كودك و زن و مرد را صادر كرد. به شوند اين جناايت بي سابقه كه در سال 889 (1510) روي داد، پرتغال توانست فرمان روايي خود را بر گوآ تا سال 1343 (1964) نگهدارد.
در فاصله اي كه نيروهاي پرتغالي در هند درگير بودند، فرمان دار هرمز خود را تابع شاه اسماعيل صفوي اعلام نمود (پس از آن كه سيف الدين مسموم گرديد، برادرش توران شاه (928-919 ه. ق) به جاي او قدرت را در دست گرفت و خود را خراج گزار شاه اسماعيل ناميد.). آلبوكرك با نيروهاي خود در سال 893 (1514) به هرمز حمله نمود ولي موفق به تصرف آن نشد. در اين زمان شاه هرمز طي كودتايي كه توسط «رييس حامد» انجام گرفته بود به زندان افتاد. در سال 894 (1515) آلبوكرك با نيروي بيش تري يك بار ديگر عزم هرمز نمود. آن جا را تسخير و توران شاه را از زندان آزاد و بر قدرت نشاند. توران شاه پس از به دست گرفتن قدرت نه تنها خود را وابسته بلكه تبعه ي پادشاه وقت پرتغال (مانوئل) معرفي كرد.
در اين زمان شاه اسماعيل از فرمان دار هرمز درخواست خراج مي نمايد و آلبوكرك با فرستادن چند گلوله توپ به وي نوشت كه براي دشمن پادشاه پرتغال خراجي جز اين وجود ندارد. سرانجام در همين سال پيماني ميان سفير شاه اسماعيل و نماينده ي پرتغال منعقد شد كه طبق آن:
1- ايران جزيره ي هرمز را به عنوان مستعمره ي پرتغال به رسميت شناخت.
2- پادشاه پرتغال متعهد شد كخ كمك هاي لازم را به ايران در انتقال لشكر به بحرين و قطيف بنمايد.
3- ارتش پرتغال متعهد مي شود كه در سركوب شورش خوانين بلوچ در نواحي مكران به دربار صفوي كمك نمايد.
4- طرفين ايران و پرتغال عليه امپراتوري عثماني متحد مي شوند و توافق مي نمايند پيماني برضد اين امپراتوري منعقد نمايند.
منبع: خلیج فارس و مسائل آن/ دکتر همایون الهی/ نشر قومس/ چاپ دهم ۱۳۸۷
بخش هفتم به زودی
آلبوكرك در سال 886 (1507) به هرمز رو آورد. در اين زمان پادشاه هرمز سيف الدين نام داشت كه دوازده ساله بود و امور پادشاهي به دست نايب السلطنه ي وي يعني «خواجه عطار» اداره مي شد. داستان سقوط هرمز متفاوت آمده است. در روايتي آمده است كه پادشاه هرمز جهازات جنگي بسياري در اختيار داشت. سي هزار مرد جنگي مسلح در شهر و چهارسد كشتي بزرگ و كوچك با 2500 نفر سپاهي نيز در بندر آماده داشت (هرچند با توجه به گستره ي هرمز اين شمار كاملاً اغراق آميز است و بيش تر براي مهم جلوه دادن پيروزي مهاجمين تحريف شده است.). گفته مي شود پادشاه هرمز با اين نيروي بزرگ در برابر نيروي ناچيز پرتغالي ها تاب پايداري نياورد و تسليم شد. داستان ديگر مي گويد به مجض نزديك شدن نيروهاي پرتغال، بازرگانان و ثروتمندان كه ترس از مرگ و آتش زدن شهر را داشتند، تسليم شدند و پرتغالي ها بدون درگيري در يك جنگ جدي بر هرمز سلطه يافتند.
جدا از اين داستان ها، نتيجه آن است كه پادشاه هرمز كه تا آن زمان بندرها و جزاير بسياري در خليج فارس تا درياي سرخ خراج گزارش بودند و وي نيز تابع دولت مركزي ايران بود، اكنون پذيرفته بود خراج گزار پادشاه پرتغال بشود. در اثر اين امر پيماني در سال 886 (1507) ميان سيف الدين و آلبوكرك به شرح زير منعقد شد كه سيف الدين تعهد نمود:
1- پنج هزار «زرافين» نقد پرداخت كند.
2- پانزده هزار زرافين نيز ساليانه بپردازد.
3- به مال التجاره هاي وارده ي پرتغالي ها مالياتي تعلق نگيرد.
4- به امتعه ي خريداري پرتغالي ها مالياتي بيش تر از آن چه افراد بومي مي دهند، تعلق نگيرد.
5- هيچ يك از جهازات بومي بدون اجازه ي ويژه ي آن ها در خليج فارس به بازرگاني نپردازد.
بدين ترتيب تفوق پرتغالي ها در خليج فارس آغاز شد.
نتايج اين تسليم عبارتند از:
1- جدا شدن هرمز از حيطه ي اقتدار ايران كه از نظر بازرگاني و تحصيل درآمد داراي اهميت بود.
2- تضعيف شديد نيروي نظامي و در نتيجه ضعف نيروي اقتصادي ايران در منطقه ي خليج فارس.
3- تسلط پرتغالي ها بر تنگه ي هرمز و وضع ماليات گذر براي كشتي ها.
4- برپايي شبكه ي بازرگاني و تسلط تجارت منطقه به وسيله ي پرتغالي ها.
5- سيستم بازرگاني ميان آسياي جنوبي با خاورميانه و خاور نزديك از هم گسست و اين امر به بازرگانان ايراني و عرب لظمات اقتصادي وارد آورد.
ايران و مسئله ي هرمز: با وجودي كه هرمز خراج گزار حكومت مركزي ايران بود، اين پرسش مطرح مي گردد كه چرا دولت ايران هيچ گونه كوششي براي حمايت از هرمز در برابر هجوم پرتغالي ها نكرد. دلايل اين كار را مي توان به صورت زير خلاصه نمود:
1- دور بودن جزاير و مناطق ساحلي ايران از پايتخت پادشاهان صفويه.
2- درگير بودن شديد شاه اسماعيل و شاه تهماسب با تركان عثماني و ازبكان تركستان براي پاس داري از مرزهاي غربي و شمال شرقي كشور.
3- وجود سيستم ملوك الطوايفي در ايران و عدم انسجام حكومت در آغاز تشكيل سلسله ي صفوي.
4- نداشتن نيروي دريايي متناسب.
منبع: خلیج فارس و مسائل آن/ دکتر همایون الهی/ نشر قومس/ چاپ دهم ۱۳۸۷
بخش ششم به زودی



